تبليغاتX
محمود وحدت

محمود وحدت : این بیت شعر را صاحب کتاب مکیال المکارم مکرر می خواندند:

یا صاحب الزمان؛ قلبی الیک من الاشواق محترق، و دمع عینی من الاماق مندفق ، الشوق یحرقنی و الدمع یغرقنی ، فهل رایت غریقاًوهو محترق؟ 

ترجمه:

ای صاحب الزمان(عج)؛قلبم از شدت شوق و علاقه به حضرتت در آتش می سوزد.

و

اشکم از گوشه های  چشمم جوشان و سرازیر است.

شوق و علاقه م به تو مرا میسوزاندو اشک چشمم مرا غرق کرده!

آیا تا بحال غرق شده ای را دیده ای که در آتش در حال سوختن باشد؟!!


برچسب‌ها: ندبه عشق, محمود وحدت, عصر ظهور
+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه سی ام دی 1390 و ساعت 9:37 |


محمود وحدت : تعامل خانواده و دولت عنوان مقاله سخنران بعدی خانم دکتر علاسوند بود. دکتر علاسوند ظرفیت سازی در خانواده، اصلاح الگوی سبک زندگی و عاملیت خانواده را در روند دستیابی به سرمایه و اعتبار اجتماعی مهم خواند و با انتقاد از نسبی گرایی در ارزشها گفت نظام معنایی و هویتی خانواده نباید بر مبانی عرفی شکل گیرد.
دکتر علاسوند در تشریح الگوی مطلوب ارتباطی دولت با خانواده افزود: در شیوه غیرمستقیم این ارتباط، دولت به مسائلی همچون اقتدار بخشی به خانواده و حمایت از «پدر، مادر و همسر» می پردازد اما در شیوه مستقیم ارتباط، خانواده در هر گونه سیاست گذاری و برنامه ریزی سه قوه نقش محوری بر عهده می گیرد، و تسهیل عملکردهای خانوادگی، اتخاذ راه حلهای سیستمی و تقویت نهادهای هنجارساز خانواده بویژه آموزش و پرورش و رسانه در دستور کار جدی قرار می گیرد.
حجت الاسلام پیروزمند سخنران بعدی سومین نشست راهبردی هم اندیشی جمهوری اسلامی بود که با عنوان «تکامل گرایی در مسئولیت اجتماعی زنان از منظر اسلام»، مقاله خود را ارائه کرد.
این محقق حوزه و دانشگاه با تشریح دیدگاههای مختلف درباره تکامل گرایی زنان گفت: تکامل گرایی زنان به معنای اهتمام به تربیت نسلی «متعهد، انقلابی، کارآمد و تکامل طلب» است و با تأکید بر مسئولیت پذیری اجتماعی برای اقامه قسط و عدل، نقش آفرینی زنان را در تعریف و تحقق سبک زندگی اسلامی – ایرانی تبیین می کند.
حجت الاسلام پیروزمند با اتکا به نظریه مطرح شده، این راهبردها را برای تحقق تکامل گرایی در مسئولیت اجتماعی زنان مطرح کرد: «انتخاب نظریه برتر در کارکرد اجتماعی زنان از طریق برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی، آموزش فراگیر و تدریجی الگوی برتر و حمایتهای قانونی از فرصتهای شغلی متناسب با ویژگیهای طبیعی زن و مرد». 
در ادامه نشست خانم دکتر میرخانی عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس به بیان دیدگاههای خود در زمینه «رسالت مادری، مقاصد شرعی، مکاتب و معاهدات بین المللی» پرداخت.
دکتر میرخانی با بررسی دیدگاه اسلام درباره رسالت عظیم مادر در حفظ دین، نقش مادر در حفاظت از نسل و نقش مادر در حفاظت عقلانی و تربیت اعضای خانواده گفت در مکاتب اومانیسم و فمینیسم، نقش مادر به شدت افول می یابد و جایگاه زن و مادر در حد یک عنصر مادی تنزل پیدا می کند.
این استاد دانشگاه برای تحقق رسالت حقیقی مادر پیشنهاد کرد مادران تحت حمایت بیمه بازنشستگی و از کارافتادگی قرار گیرند و فرهنگ سازی مناسب قرآنی درباره جایگاه مادر انجام شود.
خانم دکتر عظیم زاده عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق، دیگر سخنران سومین نشست راهبردی هم اندیشی در جمهوری اسلامی، موضوع تقابل فمینیسم و کارکردهای خانواده را برای سخنرانی خود انتخاب کرده بود.
وی جامعه پذیری کودکان، تداوم حیات خانواده، حمایت عاطفی، و تثبیت جایگاه اجتماعی را از جمله کارکردهای خانواده در علم جامعه شناسی خواند و گفت: فمینیسم به عنوان واکنشی در برابر فرهنگ قرون گذشته اروپا، آثار بسیار مخربی بر کارکردهای خانواده برجای گذاشته و عملاً به عاملی برای فروپاشی نهاد خانواده در غرب تبدیل شده است.
دکتر عظیم زاده تقویت همه جانبه نهاد خانواده را، راه حل اصلی بسیاری از مشکلات موجود دانست. 
سخنران بعدی این نشست خانم دکتر جمیله علم الهدی دانشیار دانشگاه شهید بهشتی بود. وی در تشریح تغییر اصول سیاستگذاری در حوزه آموزش زنان گفت: این سیاستگذاری باید بر پذیرش تفاوتهای فطری و طبیعی جنسیتی استوار باشد چرا که در غیر اینصورت سبب محرومیت مضاعف زنان خواهد شد.
دکتر علم الهدی با تأکید بر لزوم درنظر گرفتن مزیتهای نسبی در آموزش زنان افزود: عدالت جنسیتی در مفهوم عمیق خود باید به عنوان یک هدف آموزشی مورد توجه کامل قرار گیرد.
خانم زعفرانچی سرپرست گروه بررسی مسائل زنان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در مقاله خود با عنوان «زنان مسلمان و شیوه های تأثیرگذاری در نظام بین الملل» به بررسی تأثیر حضور زنان مسلمان بخصوص در قالب سازمانهای غیردولتی، نشست های بین المللی و ارائه دیدگاههای اسلام پرداخت.
در این مقاله با اشاره به دو دیدگاه متحجرانه و غربی درخصوص زن و خانواده و تبعات منفی آن برای زنان در جهان تأکید شده است: باید با طرح ادبیات جدید در حوزه زنان که دارای ویژگیهای برگرفته شده از اصول و دستورات اسلام است، گفتمان جذاب اسلامی را در مجامع بین المللی مطرح کرد.
خانم زعفرانچی در مقاله خود چند پیشنهاد نیز ارائه کرد. تلاش جدی و همه جانبه برای احیای کانون خانواده در اسناد جهانی و حضور فعال و برنامه ریزی شده در عرصه های 
بین المللی برای اصلاح و بازنگری اسناد جهانی، از جمله این پیشنهادها بود.
خانم صابری نیز در این نشست در مقاله ای با عنوان «مقایسه تطبیقی دو رویکرد مکتب اسلام و فمینیسم به تأمین امنیت اقتصادی زنان» دیدگاه مکاتب فکری الهی و غیرالهی درخصوص امنیت اقتصادی زنان را تشریح کرد.
خانم صابری با اشاره به اینکه اسلام جایگاه زن را در خانواده و اجتماع بصورت توأمان در نظر گرفته، به آسیب شناسی وضعیت امنیت اقتصادی زنان در کشور بویژه خلاءهای قانونی ، وورد بی رویه زنان به مشاغل کاذب، و کمرنگ شدن نقش زن در خانواده پرداخت.
حجت الاسلام زیبایی نژاد مسئول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم، به عنوان آخرین سخنران نشست، در مقاله ای تحت عنوان «الزامات فقهی اساسی در تدوین الگوی اسلامی زن و خانواده» به بررسی نقش فقه حکومتی و راهبردی در نظام اسلامی و پویایی و قابلیت های اجتماعی آن پرداخت و نتیجه گرفت: فقه حکومتی و راهبردی، قدرت الگوسازی بویژه در عرصه زن و خانواده را دارد.
در سخنان آقای زیبایی نژاد آسیب های موجود در نگرش های فقهی از جمله، غلبه نگرش انتزاعی، جزء نگری، ضعف حساسیت نسبت به اعتقادات و اخلاق و کم توجهی به مناسبات نهادهای حقوقی، مورد توجه قرار گرفت و بر لزوم بازتولید فقه و تبیین فقه حکومتی برای اداره اجتماع تأکید شد.
پس از سخنان ده نفر از استادان و صاحبنظران، اندیشمندان و متفکران حاضر در سومین نشست راهبردی، به نقادی مباحث مطرح شده و بحث و تضارب آرا درباره مقالات ارائه شده پرداختند. سخنرانان نشست نیز ضمن پاسخگویی، از مطالب ارائه شده دفاع علمی کردند.
در ابتدای این دیدار دکتر واعظ زاده دبیر نشست اندیشه های راهبردی گزارشی از فعالیت دبیرخانه این نشستها بیان کرد و گفت: در یک سال گذشته دو نشست با موضوع الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت و عدالت برگزار شده است که این مباحث در مراکز علمی و دانشگاهی انعکاس یافته و نشستهایی در امتداد این موضوعات برپاه شده است.
دکتر واعظ زاده با اشاره به اهمیت نقش رسانه ها در عمومی شدن موضوعات مطرح شده در نشستها افزود: مجموعه مباحث گذشته نشستهای راهبردی به صورت مدون منتشر شده است که گنجینه ارزشمندی از نظرات اساتید محترم دانشگاه و حوزه و منبع خوبی برای محققان است.


برچسب‌ها: عصر ظهور, محمود وحدت
+ نوشته شده توسط محمود وحدت در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 و ساعت 13:33 |

محمود وحدت :
با شهادت ساجده شمار کودکانی که به دست نیروهای آل‌خلیفه به شهادت رسیده‌اند به شش تن رسید.

همه اين جنايات در حالي اتفاق مي‌افتد كه عربستان سعودی براي بار چندم  نسبت به هر اتفاقی که امنیت و ثبات را در بحرین به خطر بیندازد هشدار داده است.

ساجده فیصل؛ شهیده‌ای که تنها 5 روز داشت، پس از آنکه مزدوران رژیم به منزل خانواده وی در منطقه البلاد القدیم گازهای سمی پرتاب کرده بودند، دچار خفگی شد و به خیل شهدای انتفاضه مردم بحرین پیوست.

باز هم فرياد مظلوميت؛‌ بازهم نداي غربت و باز هم طنين آيه باي ذنب قتلت؛ باز هم در نيا تاريخ تكرار مي‌شود و كودك معصوم و مظلومي براي نشان دادن سفاكي ستمگران قرباني مي‌شود اما اين‌بار نه روي دستان پدر و نه با تير سه شعبه بلكه با گاز سمي و در اوج مظلوميت.

باز هم مادري داغدار شده و به روي پيكر كودكش خاك مي‌ريزد و پدري  با چشم گريان و دلي سوزان پیکر معصومه‌اش را زير خاك مي‌كند.

شهیده ساجده فيصل؛ کوچک‌ترین شهید انتفاضه بحرین در روز عاشورا در یکی از خانواده‌های مقیم منطقه "البلاد القدیم" دیده به این جهان گشود. پدر و مادر ساجده در شوق تولد فرزندشان بودند که یکباره جنایت آل خلیفه و آل سعود رویارویی این پدر و مادر را به کابوسی بزرگ تبدیل کردند.

آری شهیده ساجده فیصل اسیر ظلم طاغوتیان شد. پزشک معالج این نوزاد 5 روزه، علت شهادت وی را استنشاق گازهای سمی تشخیص داد؛ چرا که نیروهای وابسته به رژیم آل‌خلیفه برای سرکوب انقلابیون این منطقه اقدام به شلیک گازهای اشک آور و سمی به سمت آنها کردند كه اين موضوع موجب شهادت ساجده شد.

ساجده 5 روزه شهيده شد. شهادت كودك معصوم 5 روزه اوج خونخواري رژيم آل خليفه را نشان مي‌دهد كه اين‌بار با شليك گازهای سمي كه به گفته متخصصان در اماکن بسته و مناطق مرطوب کشنده است،  انجام شد.

فعالان حقوقي و شخصيت هاي سياسي بحرینی خواستارمحاکمه مقامات رژیم آل خلیفه به اتهام نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایات گسترده علیه مردم بحرین در دادگاه های بین المللی شدند. اما انگار كه گوش شنوايي در دنيا نيست و جهان چشمان بسته خود را نمي خواهد باز كند و گويي همه اميد، پس از خدا به دستان قدرتمند مردم بحرين است كه جانيان را به زودي به دادگاه‌ محاكمه بكشانند.

البته شهادت كودكان نيز موضوع تازه اي نيست چرا كه چندي پيش یک کودک شش ساله بر اثر تنفس گاز اشک‌آوری که از سوی نیروهای امنیتی آل خليفه به سوی تظاهرکنندگان در یک منطقه مسکونی شلیک شد، جان خود را از دست داد. با شهادت ساجده شمار کودکانی که به دست نیروهای آل‌خلیفه به شهادت رسیده‌اند به شش تن رسید.

همه اين جنايات در حالي اتفاق مي افتد كه عربستان سعودی براي بار چندم  نسبت به آنچه به خطر انداختن امنیت و ثبات در بحرین خواند، هشدار مي دهد و تاکید مي كند كه همواره در کنار پادشاه و رژیم آن خواهد ایستاد.

گويي همه ظلم دستان خود را در دستان هم فشرده اند و مي خواهند نگذارند كه بحرين تبديل به مصر و ليبي شود.اما شهادت ساجده‌ها نشان از استيصال رژيم بي رحم و سنگدل ال خليفه دارد و اينكه از روزشمار پايان عمرآل خليفه و حكومتش  چيز زيادي بافي نمانده و سرعت حركت اين رژيم منحوس به سمت ارابه مرگ بالا رفته است.منبع::سایت سپاه انصار الحسین



باي ذنب قتلت؟؟

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 8:28 |
محمود وحدت : کیست این سردار که از میان چهار هزار سوار نیزه‌دار عبور کرده است و خود را به آب رسانده است، بی آنکه آب در دلش تکان بخورد؟! این، عباس علی است، عباس، فرزند علی بن ابیطالب(ع).
«تو را برای همین روز می‌خواستم عباس! ناز بازوان تو! حالا بدان که چرا در ابتدای ورودت به این جهاد، بر دست‌ها و بازوان تو بوسه می‌زدم و سر انگشتانت را به آب دیده می‌شستم. باغبان اگر در آینه نهال، شاخسار سر به آسمان کشیده درخت را نبیند که باغبان نیست.»

در صفین، نوجوانی نقاب زده، ناگهان چون تیری از چله کمان جبهه دوست رها شد و خود را به عرصه نبرد رساند. جز علی، هیچکس، نه از جبهه دشمن و نه از اردوگاه دوست، نمی‌دانست که این نوجوان نقاب بر چهره کیست. آنان که از چشم، سن و سال را می‌سنجیدند، گفتند که بین دوازده تا چهارده سال. آنان که از هیکل و جثه، پی به سن و سال می‌بردند، گفتند که حدود هفده سال. آنان که از چستی و چابکی حرکات، حدود عمر را حدس می‌زدند، گفتند: قریب بیست سال.

آن نوجوان نقاب زده که همه را به اشتباه انداخته بود، چون جنگجویان کهنه کار، به دور میدان چرخ می‌خورد و مبارز می‌طلبید. چستی و چالاکی نوجوان، حکمی می کرد و شهامت و صلابتش، حکمی دیگر. چرخش تند و تیز شمشیر در دستهایش حکمی داشت و نگاه عمیق و نافذش حکمی دیگر.

و این بود که هیچکس از جبهه مخالف، پا پیش نمی‌گذاشت. معاویه به ابوشعثا گفت: برو و کار این سوار را بساز.

ابوشعثا گفت: اهل شام مرا حریف هزار سوار می‌دانند، دون شان من است جنگ تن به تن با این یکه سوار. اما یکی از پسران هفتگانه‌ام را می‌فرستم تا سرش را برایت بیاورد. جوان ابوشعثا در دم با شمشیر آن نوجوان به دو نیم شد و آه از نهاد ابوشعثا برخاست دومین فرزند را به خونخواهی اولی فرستاد. دومی نیز بی آنکه مجال جنگیدن پیدا کند، جنازه‌اش در کنار جنازه برادر قرار گرفت.
و جوان سوم و چهارم و پنجم ...

در جبهه دوست، لحظه به لحظه غریو شگفتی و شادی اوج می‌گرفت و در جبهه دشمن، سکوت و حیرت و بهت و مصیبت لحظه به لحظه سنگین تر می‌شد. و وقتی ششمین و هفتمین جوان ابوشعثا هم به خاک و خون غلتیدند، از جبهه دشمن نیز، وای تحسین، ناخودآگاه به هوا برخاست.

و این آنچنان خشم و غیرت ابوشعثا را به جوش آورد که به معاویه گفت: تکه تکه اش می‌کنم و به اندازه داغ هفت جوان بر دل پدر این سوار، داغ هفت جوان بر دل پدر این سوار، داغ می‌نشانم.

و از جا کنده شد و با چشمانی خون گرفته و توانی صد چندان، خود را به عرصه نبرد رساند. دست سوار اما انگاره تازه، گرم شده بود چون شیری که روباه را به بازی می‌گیرد، ابوشعثا را لحظاتی به تلاطم و تکاپو واداشت و در لحظه و آنی که هیچکس نفهمید چه آنی، سر ابوشعثا را پیش پای اسبش انداخت و بدن خونینش را بر خاک نشاند.

وحشت بر چهره و سراپای دشمن نشست آنچنانکه هر چه نوجوان در میدان چرخ خورد و مبارز طلبید، هیچکس به میدان نیامد و آنچنانکه حتی هیچکس جرات جمع کردن جنازه‌های آل ابوشعثا را به خود راه نداد.
و نوجوان، فاتح و شکوهمند به قلب جبهه دوست بازگشت و آن زمان که علی، او را در آغوش گرفت و نقاب از چهره‌اش برداشت تا عرق از پیشانی اش بسترد و روی ماهش را ببوسد، تازه همه فهمیدند که این، عباس علی است، ماه بنی هاشم که هنوز پا به سال سیزده نگذاشته است و هنوز مو بر چهره‌اش نروییده است.

*

این عباس علی است. خسته، گرسنه، تشنه، داغدیده و مصیبت زده. داغ هایی که هر کدام به تنهایی برای از پا درآوردن مردی کافی است؛ داغ سه برادر، داغ یک فرزند، داغ چندین برادرزاده و خواهرزاده و داغ چند ده عزیز و همدل و همراه.
نه خستگی، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه این همه داغ، هیچکدام تاب از کف عباس نربوده و توان عباس را نفرسوده، اما دیدن تشنگی حسین(ع) و بچه‌های حسین، طاقتش را سوزانده و او را راهی شریعه کرده است.و اکنون این اوست و آبی که تا زانوان او و شکم اسب، بالا آمده. اکنون این اوست و آب و مشک خالی و بچه های حسین(ع). اکنون این اوست و لب‌هایی که از تشنگی ترک خورده. اکنون این اوست و تنی که از تشنگی ناتوان شده.
اکنون این اوست و جگری که از تشنگی تاول زده. اکنون این اوست و هجوم لشگر عقل از هزار سو که او را به نوشیدن آب ترغیب می‌کند: تو علمدار لشگر حسینی، باید استوار بمانی. تو محافظ بچه های حسینی، باید توان در بدن داشته باشی. تو تکیه گاه سپاه حسینی، نباید فرو بریزی.

وقتی به جرعه‌ای آب می‌توان توان هزارباره گرفت، چرا این توان را - نه از خودت که - از انجام رسالتت دریغ می‌کنی؟
تو یک عمر زیسته‌ای برای همین یک روز و اگر امروز نتوانی بجنگی و از محبوبت دفاع کنی، همه عمر را به باد داد‌ه‌ای...

*

بیست و پنج سال پیش بود، یا کمی بیشتر. علی(ع) در مسجد نشسته بود و گرد او یاران و دوستان و اصحاب، حلقه زده بودند. در این حال، پیرمردی بیابانی که محاسنی سپید و چهره‌ای آفتاب سوخته اما نمکین داشت به مسجد درآمد.
با لهجه‌ای شیرین به همه سلام کرد، حلقه جمع را شکافت، بر دست و روی علی بوسه زد و زانو به زانوی او نشست: «علی جان! خیلی دوستت دارم. دلیلش هم این است که این شمشیر عزیزم را آورده‌ام به تو هدیه کنم.»
علی خندید؛ ملیح و شیرین، آنچنانکه دندان‌های سپیدش نمایان شد.
«دلیل، دل توست عزیز دلم! اما این هدیه ارجمندت را به نشانه می‌پذیرم.»
پیرمرد عرب، خوشحال شد، دوباره دست و روی علی را بوسید و رفت.
فراوان داشت علی از این عاشقان بی‌نام و نشان. شمشیر را لحظاتی در دست چرخاند و نگاه داشت، انگار که منتظر خبری بود یا حادثه‌ای.
خبر، عباس(ع) بود که بلافاصله آمد. هفت یا هشت ساله اما زیبا، رعنا و بلند بالا، سلام و ادب کرد اما چشم از شمشیر برنداشت.
علی فرمود: عباس من! دوست داری این شمشیر را به تو هدیه کنم؟
عباس خندید. آرزوی دلش بود که بر زبان پدر جاری شده بود.
«بله، پدر جان! قربان دست و دلتان.»
علی فرمود: بیا جلو نور چشمم!
عباس پیش آمد. علی از جا بلند شد، شمشیر را با وسواسی لطف آمیز بر کمر او بست، او را در آغوش گرفت، بوسید و گریه کرد: «این به ودیعت برای کربلا.»

فضای اطراف شریعه ملتهب شده است صدای پا و شیهه اسب‌ها و صدای عبور سوارها از لابلای نخل‌ها، نشان از تجهیز و بازسازی سپاه دشمن دارد...»

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه هجدهم آذر 1390 و ساعت 10:12 |
http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_80fa8393-9beb-459d-a776-ba1cab7410f4.jpg


محمود وحدت : عید قربان، روز اثبات عشق و تسلیم است ؛ روزی که انسان در برابر معشوق، خود و همه چیز را فدا می کند و تعبد و پرستش خدا را آن گونه که  شایسته است به معرض دید همگان می گذارد. در این روز به گونه ای شایسته عمل می کنیم تا ابراهیم و اسماعیل وار از آزمایش و امتحان به در  آییم. آن گونه تسلیم امر حق می گردیم و تمام وجود و هستی خویش را تقدیم حق تعالی می نماییم که پاداش نیکوی وعده داده شده را از خداوند  سبحان دریافت کنیم. در این روز با شکوه، خاطره عشق و ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام و اسماعیل علیه السلام و هاجر علیهاالسلام را تجدید می  نماییم و نشان می دهیم که عشق و ایمان ما ،در چه مرتبه ای و آرزوی وصل در چه حدی است و تا چه اندازه به تعبد و تسلیم رسیده ایم.

عید قربان؛ روز قربانی دلبستگی ها و تعلقات دنیوی
این سرسپردگی پیامبر به انجام فرمان الهی، فریضه ای شد تا حجاج در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم آورند. عید قربان روز رها شدن از تعلقات دنیوی و رهایی از هر آنچه غیر خدایی است. در این روز زائر بیت الله الحرام هر آنچه بدان دلبستگی یافته را قربانی می کند تا با ره توشه ای عظیم به سفر آخرت عزیمت کند.عید قربان که در زبان عربی عید الاضحی گفته می شود، مصادف با روز دهم ذیحجه از اعیاد بزرگ مسلمانان به شمار می رود. عید قربان از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است که آنها از یک تا چهار روز جشن گرفته، بهترین لباس خود را پوشیده، پس از عبادت، به دید و بازدید خانواده، اقوام و آشنایان می روند. مراسم قربانی تنها برای کسانی که زائران خانه خدا در موسم حج بوده اند، واجب و ضروری است، اما بسیاری از مسلمانانی که استطاعت مالی دارند در این روز قربانی کرده و گوشت آن را میان همسایگان و نیازمندان تقسیم می کنند.حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود، مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو، حلال می شود. بنابراین روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می آید را عید تلقی می کنند.عید قربان ریشه در دوران ماقبل تاریخ بشر دارد، انسان اولیه که از فهم طبیعت عاجز بود، برای به دست آوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسانها می زد. این رسم نزد همه ملل و ادیان به اسامی مختلف موجود بوده و این سنت طولانی بشری در اسلام نیز پذیرفته شده است.در روایات مختلف دینی آمده است ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام گذارد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می شود. اما به هنگام قربانی اسماعیل، خداوند که او را سربلند در امتحان می یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می فرستد.این سرسپردگی پیامبر به انجام فرمان الهی، فریضه ای شد تا حجاج در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و  تهیدستان خوراکی فراهم آورند.موسم عید فرا رسید، حجاج قربانی خود را در حالی ذبح می کنند که یاد و خاطره ایثار و فداکاری شکوهمند ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) را در خاطره ها مرور و زنده می کنند . روزی که زائران خانه خدا در والاترین آئین دینی از تعلقات دنیوی رها شده و به خالق هستی نزدیکتر می شوند، روزی که گویی دوباره از مادر زاده شده اند پاک، بی آلایش، رها، آزاده و با غروری سرمست از دلدادگی به فرمان حق، قربانی اسماعیل درون و رها از آمال پوچ دنیوی، خود را برای عزیمت به سفر اخروی آماده می کنند. پس سلام بر ابراهیم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.

پیروی از ابراهیم خلیل علیه السلام
ابراهیم علیه السلام هنگامی که از آزمایش های پی در پی سربلند بیرون آمد و به خوبی آنها را به پایان رساند، به مقام امامت رسید. هنگامی که در  منا در قربانگه یار قربانی خود را حاضر کرد و سراپا تسلیم محض و مالامال از عشق و تعبد شد، دل از غیر دوست برداشت و محو جمال و دیدار یار  گردید. آن گاه که با عشق و ایثار ذبیح خود، اسماعیل را فدا می کرد، از سوی معبود ندا آمد که: «هان ای ابراهیم! به خوبی امتحان دادی و اکنون فدیه  ای که برایت فرستاده ایم قربانی کن که بیش از این از تو نمی خواستیم». در روز عید قربان، ما نیز با رفتن به قربانگاه و بردن قربانی و قربانی کردن،  این سنت خلیل علیه السلام را تجدید می کنیم و عشق به معبود ازلی و تسلیم در برابر اوامرش را به مرحله عمل و تمرین می گذاریم و خلیل وار به  زبان می رانیم که «خدایا! هم چنان که از ابراهیم خلیلت و موسی کلیمت و محمد حبیبت قبول کردی، این قربانی را از من قبول کن و بپذیر».

عید سربریدن هواهای نفسانی
عید قربان، عید پاک سازی دل است. با سر بریدن قربانی، تمام هواهای نفسانی را سر می بریم و از هر آنچه غیر خداست جدا می شویم و چشم  امید از غیر او بر می داریم. آن هنگام که قربانی خویش را ذبح می کنیم، در حقیقت گلوی دیو طمع را می بریم. در جبهه منا در میان خون و قربانی، دل  به خدا داده و از غیر او جدا می شویم و اعلام آمادگی می کنیم که در هر جبهه دیگری نیز در راه خدا تا مرحله خون و نثار جان، خود را به پای حق  قربانی می کنیم و از همه چیز می گذریم. به همگان اعلان می داریم که از خون و خونریزی و کشتار نمی هراسیم؛ زیرا کسی که رو به خدا نماید و  تسلیم اراده و اوامر او شود و با عمل و نیکوکاری، محبت و علاقه و بندگی حقیقی خود را به اثبات رساند، اجر و پاداشش نزد خداست.

ثواب قربانی
از امام صادق علیه السلام در مورد علت قربانی پرسیدند، فرمود: «نخستین قطره ای که از خون قربانی بر زمین می چکد، صاحب آن قربانی آمرزیده  می شود و این بدان جهت است که معلوم شود چه کسی بدون چون و چرا و از سر عشق و تسلیم، اطاعت می کند که خدا فرموده است: از گوشت و  خون قربانی به خدا نمی رسد، بلکه آنچه به حساب خدا درمی آید، تقوای شماست. پس بنگر که چگونه قربانی هابیل پذیرفته و از قابیل مردود شد».  ثوابی این چنین، شایسته قربانی کننده ای است که بعد از گلوله باران شیطان، روانه قربانگاه می شود تا پس از نفی شیطان، با اثبات خداوند رحمان،  توحیدش را کامل کند. قربانگاه مرکز قیام مردم است. خداوند متعالی هم کعبه، ماه ذی حجه و قربانی را مرکز قیام و عامل قوام قرار داده و این قیام  صورت نخواهد گرفت مگر آن گاه که توحیدها کامل شود.

حکمت انجام قربانی
حکمت انجام قربانی، تقرب و تعالی قربانی کننده و تقوای او به سوی خداست؛ چرا که بنا به فرموده خداوند، از پوست و گوشت قربانی چیزی به خدا  نمی رسد و در واقع آنچه قبول می شود، تقواست. بنابراین، قربانی آن گاه مورد پذیرش حق تعالی است که با تقوا و نیت خالص و پاک انجام شده و  روح این عمل تقرب به خدا باشد؛ چرا که هیچ عملی بدون تقوا پذیرفته نیست. از سوی دیگر، عملی که همراه با تقوا باشد، ولی عمل کننده آن در غیر  این عمل، تقوای الهی را رعایت نکند، اگر چه این عمل از او پذیرفته است، اما آن گونه که شایسته است، مورد پذیرش قرار نمی گیرد؛ زیرا خداوند  عملی را می پذیرد که همه مراتب وجودی و شئون عامل آن، چه در این عمل و چه در اعمال دیگر بر پایه تقوا باشد. حقیقت قربانی نیز تقواست، نه  گوشت و خون آن.

جایگاه قربانی در روایات
قربانی جایگاهی ویژه در روایات دارد. امام باقر علیه السلام می فرماید: «خداوند قربانی کردن را دوست دارد»؛ چرا که گرسنگان و محرومان از  گوشت قربانی بهره مند می شوند. در سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز می بینیم که در حجة الوداع، یکصد شتر با خود همراه برده بودند. از  این تعداد، بیش از سی شتر را به حضرت علی علیه السلام بخشیدند و حضرت علی علیه السلام نیز همه آنها را نحر کرد و رسول اکرم صلی الله  علیه و آله نیز بقیه شتران را قربانی نمود. آن حضرت صلی الله علیه و آله در روزهای عید فطر و عید قربان از خانه بیرون می آمد و با صدای بلند «لا  اله الّا اللّه » و «اللّه اکبر» می گفت و بدین وسیله، یاد خداوند را در دل ها زنده می کرد.

72 قربانی برای مکه و من
سالار شهیدان امام حسین علیه السلام از ابتدای حرکت خود از مدینه به مکه در سال 60 هجری، قصد عمره مفرده داشت. لذا به منا نرفت اما  قربانی های گران قدری را در راه خدا اهدا کرد و حتی وجود مبارک خویش را نیز فدا نمود تا مکه و منا باقی بماند. از این رو، امام سجاد علیه السلام در  شام خود را فرزند مکه و منا معرفی می کند. قربانی، رمز فداکاری و از خود گذشتگی و جان دادن در راه محبوب و حد نهایی تسلیم در برابر معبود  است؛ یعنی هم چنان که خون این قربانی را در راه تو می ریزم، حاضرم بدون هر گونه تعلل، در راه دفاع از حریم دین و اجرای دستورات آسمانی تو، از  جان خود نیز بگذرم و خون خود را تقدیم پیشگاه اقدست کنم؛ هم چنان که امام حسین علیه السلام اجساد آغشته به خون یاران و عزیزانش، از کودک  شیرخوار گرفته تا پیرمرد کهنسال با پیکرهای از هم گسسته و سرهای از تن بریده، همه را یکجا به پیشگاه اقدس پروردگار تقدیم نمود.

عید قربان، جشن شرافت
روز عید قربان، روز جشن شرف انسان هاست؛ یعنی روزی که انسان به شرف عالی ترین درک خود می رسد و در پرتو نور معرفت و شناسایی مبدأ  اعلی، عملاً دنیا را فدای خدا کرده، «متاع قلیل» را با «نعیم مقیم» معاوضه می کند. روزی است که انسان با پیروی از ابراهیم علیه السلام و  اسماعیل علیه السلام ، به جهانیان اعلام می دارد او حیوانی دوپا نیست که تنها همّ و غمّش خور و خواب و خشم و شهوت باشد، بلکه موجودی  بسیار عالی و دارای استعدادی شگفت است و می تواند در دامن تربیت وحی و نبوت پیغمبران و مردان آسمانی، به جایی برسد که دل به خدای  سبحان داده و در راه او از جان خود و عزیزترین کسانش نیز بگذرد. در روز عید قربان به منظور ارائه این استعداد شگرف روحی، شایسته است انسان  جشن شرف بگیرد و ارزش بسیار عالی انسانیت را به جهانیان بنمایاند.

عید قربان، یکی از دو روز مخصوص در اسلام
اسلام هرگز برای حوادث و اتفاقات جزئی و بی اعتنا جشن نمی گیرد و زمینه را برای اسراف به وجود نمی آورد. خداوند بزرگ، تنها دو روز را روز  تاریخی عالم اسلام معرفی کرده و موضوع احکام خاصی قرار داده است. این دو روز، عید مسلمانان هستند و مردم هم در آن، مراسم مخصوص انجام  می دهند. یکی روز عید فطر که امت اسلامی در نتیجه تمرین یک ماهه خودداری از روزمرهّ گی و گرایش به حالات معنوی و مناجات شبانه با خدا،  واجد ملکه تقوا و پرهیز از گناه شده اند و دیگری روز عید قربان. در هر دو عید، انسان در مسیر بندگی و اطاعت فرمان خدا افتاده، شرف خود را به  دست می آورد و از افق زندگی حیوانی به طور بی نهایت بالا می رود. از این رو، جا دارد که جشن بگیرد و به سرورو شادی بپردازد.

قربانی چرا در منا؟
آوردن قربانی به منا و کشتن آن، باید در یک زمان و مکان، و به صورت پر صدا و جهان بین صورت گیرد تا جنبه اجتماعی و حیثیت مانور سیاسی  اسلامی آن آشکار گردد. در این صورت، هم موضوع احیای سنت ابراهیم علیه السلام و تجلیل از خاطره توحیدی آن حضرت و ارائه یک نمونه عالی از  انسان تکامل یافته در پرتو وحی و نبوت به شکل الهام بخش انجام می شود، و هم روز دهم ذیحجه به نام روز عید خون و تمرین جانبازی ملت اسلام  در راه دفاع از حریم قرآن و مجسم نمودن روح مبارزه با ایادی ابلیس و جنگ با دنیای کفر و نفاق استعمار به جهانیان معرفی می گردد. بدین وسیله،  جهانیان با گوشه هایی از اتحاد و وحدت مسلمانان و فداکاری و ایثارشان در راه دفاع از حق و حقیقت آشنا می شوند.

قربانی، همدوش کعبه
خداوند کعبه را که خانه محترم است و ماه محترم ذیحجه و قربانی و نشانه های آن را بر پا دارنده مردم قرار داده است. قربانی و نشانه های آن،  همدوش کعبه و وسیله ای برای برپا بودن مردم و نگهداری جامعه بشر از فساد و تباهی است؛ یعنی همان گونه که کعبه عامل بقای امت اسلامی  است و باید تا روز قیامت ثابت و باقی باشد و امت اسلامی آن را هسته مرکزی خود بدانند و با چرخیدن بر گرد آن، در مقابل بیگانگان با هم متحد  شوند، موضوع قربانی هم به شکل همگانی، باید تا قیام قیامت باقی باشد تا هم روح تسلیم و اطاعت در مقابل فرمان خدا، و هم خشم ملت اسلام را  در برابر متجاوزان برای دفاع از حریم قرآن نشان بدهد. این دو در کنار هم ضامن بقا، عزت و استقلال مسلمانان و برپا دارنده کاخ سعادت انسان ها به  شمار می آیند.

از عبادتگاه تا قربانگاه
دین مقدس اسلام دین حق و آیین حیات است. از این رو، پیروان خود را به تمام تجهیزات حیاتی مجهز می کند. آنان را هم به مسجد دعوت می کند تا  خدای تعالی را سجده کنند و هم به مسلخ دعوت می کند تا در راه بقای دوست، جان خود را فدا نمایند. دینی که داعیه خاتمیت و ابدیت دارد و می  خواهد تا قیام قیامت باقی باشد، بی مسلخ و بی شمشیر، طعمه دیگران خواهد شد و از این راه، نام و نشانی از مسجد و پرستش حق باقی نخواهد  ماند. اسلام این دو را در کنار یکدیگر می خواهد تا اعلام کند مسلمان واقعی در عین حال که اهل نماز و قهرمان میدان رکوع و سجود است، مرد جنگ  و یکه تاز میدان جهاد و نبرد با دشمنان دین نیز می باشد. سجده های او در مقابل پروردگار، نشانه خضوع و خشوع اوست، و گردش شمشیرش در  میدان جنگ،خبر از دل سختش در مقابل دشمنان دارد.

عید قربان، نمادی از وحدت
یکی از عوامل یکی شدن و ایجاد وحدت در میان مسلمانان جهان، به اندیشه آنان بودن و در غم و شادی آنان سهیم و شریک شدن است. قانون الهی  حج، عامل تشکل و کنگره عظیم جهانی اسلام و جایگاه دیدن، شناختن و آگاهی یافتن از یکدیگر بوده، بدیهی است که مسئله نیازهای مالی و  اقتصادی مسلمانان نیز از مهم ترین امور به شمار می آید. بنابراین، باید به وسیله منافع مادی، از جمله گوشت های قربانی به دیگر مسلمانان  نیازمند توجه کرد تا مسلمانان مناطق دور افتاده بدانند که برادران و خواهرانشان در اقصی نقاط جهان، در اندیشه آنان بوده اند و درد و رنج آنها را  احساس می کنند و خود را از هیچ مسلمانی در هر جای عالم جدا نمی دانند. اگر این گونه احکام اسلامی اجرا شود، در هیچ جای دنیا فقیر و  نیازمندی باقی نمی ماند و همه آنها قدرتی عظیم و الهی در مقابل قدرت های شیطانی می شوند.

قربانی و تبلیغ اسلام
خداوند به مسلمانان دستور می دهد تا هم خود از گوشت قربانی بخورند و هم فقیران و نیازمندان را اطعام کنند. گوشت قربانی که به مصرف  نیازمندان می رسد، در واقع نوعی تبلیغ دین اسلام است. این اطعام از شعائر اللّه و فرمان و دستور خداوند شمرده می شود. توجه نداشتن به هر  جنبه از جنبه های حکم و اطعام نکردن و ندادن گوشت قربانی به مستمندان، سرپیچی از فرمان خداست. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:  «بی تردید خدای متعالی عید قربان و قربانی را برای این مقرر فرموده که نیازمندان و مستمندان از خوردن گوشت آن سیر شوند؛ پس آنان را اطعام  کنید». با تقسیم گوشت قربانی در میان مستمندان و نیازمندان مسلمان، محبت اسلام را در قلوب آنها افزایش می دهیم و با اطعام نیازمندان غیر  مسلمان، در حقیقت رأفت و همه جانبه بودن دین مبین اسلام را تبلیغ می کنیم.

کعبه و قربانگاه
کعبه به دور دوست گشتن و قربانگاه از خود گذشتن است. کعبه به گرد شمع یار چرخیدن و قربانگاه از غیر یار بریدن است. کعبه به معشوق پیوستن  و قربانگاه از غیر گسستن است. کعبه به دور معبود گردیدن و قربانگاه نتیجه آن گشتن و قربان شدن است. کعبه مدرسه جان و روح گرفتن از جان  آفرین و مرکز سازمان دهی و تشکل، و قربانگاه جبهه ابراز آن روح و جان و مانور آن تشکل و وحدت است. در کنار کعبه با خدا دمسازیم و در قربانگاه  خود را فدای او می سازیم. کعبه جایگاه تمرکز و وحدت و قربانگاه نمایش قدرت و توان آن وحدت است. کعبه، پیمان ایمان و تسلیم، و قربانگاه،  مصداق ثبوت این ایمان و وفای به این عهد و پیمان است. در کنار کعبه در حال ساختن با یاریم و در قربانگاه سوختن در پایش را به نمایش می گذاریم.

ترنم عشاق
در روز عید قربان، روز عشق و ایثار، نغمه توحید سر می دهیم و همگان، همه وجود خود را در کف نهاده، با دل و زبان، یکدل و یکپارچه زمزمه می  کنیم و با ابراز عشق و ایمان به معبود عالمیان و اظهار تسلیم و اطاعت در پیشگاه او، غیر او و جز او را در مقابلش هیچ و پوچ می شماریم و با این  اعتقاد و ایمان به آن همه نعمت های بی پایان الهی، شکر و سپاس می گوییم و بدین وسیله بینش صحیح خود را عرضه می داریم. با این قدردانی  صحیح از مواهب و نعمت های مادی و معنوی، اعلام می کنیم که عمل و حرکتی به جز عمل صالح و حرکت عاقلانه و خدایی انجام نخواهیم داد و همه  چیز را در برابر مقصود و مقصد پروردگار جهان، کوچک و او را بزرگ تر از هر وصف و شأن می دانیم؛ که: اللّه اکبر.

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 و ساعت 18:53 |

اس ام اس ماه مبارك رمضان

محمود وحدت : آري چه زيباست مست بوي رمضان شدن، باز ميهمانش مي شويم و آن خداي جاه، جلال، جمال و کمال، همچون تمامي ميزبانان ما را از خود نيز بيشتر قدر مي نهد و به  خانه اش فرا مي خواندمان، مي خواند به بزرگي و شکوه خانه اش و خوان رحمت بي پايانش.
رمضان باز هم آمد، بي آنکه به رويمان بياورد خاطرات يک سال فراموشي توبه ها و ضجه هاي العفومان را، رمضان بي آنکه حتي لحظه اي عهدهاي صد بار شکسته مان را به رخمان بکشد، آرام و بي صدا مي آيد و باز ما را در آغوش گرمش مي فشرد و باز قامتمان نرم و رها در ميان دستان پر مهرش مي افتد تا باز هم ميان اين همه نور، حسابي گر بگيرد. داغ شود و دردهامان التيام يابد.
* سلام بر تو رمضان، اي ماه خدا، سلام بر تو
آسمان همه رحمت است ، همه روشني و زمين پهنه اي از نور در اين ضيافت عاشقانه !
و من نمي دانم از کجاي اين فصل عاشقي بايد بنويسم که چون نظر مي کنم همه شور است و بي قراري از آن هنگام که دلدادگان يار سحرگاهان ديده از خواب بر مي گيرند و عاشقانه در دل شب با آن يگانه بي همتا راز و نياز مي کنند ...
يا از آن لحظه که دهان از طعام فرو مي بندد و دل از غير او مي شويند، نمي دانم از کدام لحظه بگويم......
' بهار دل است اين ماه رحمت ' رمضان با آمدنش شميم بهشت را به ارمغان مي آورد و روزه داران را در حريم خلوت دلدادگي شوري دوباره مي بخشد.
اما... چگونه اين فاصله را طي کنيم؟ نشاني اين فصل بي خزان را از کجا بجوييم و چگونه باشيم از آنانکه در اين ماه رحمت ، آيينه قلبشان از زنگار سياهي تهي مي شود.
پروردگارا !
مي دانم که وجودم را تاريکي گناهان پر کرده اما در پيشگاه تو نشسته ام ، تويي که بي کرانه نوري ، قلبم را به نور خود روشني ده .
الها ! دراين ماه صيام ، اين ماه رحمت مرا ياري کن تا در حريم نيايش تو دل از غير برگيرم و از درياي معرفتت باده بنوشم و در ليالي مبارک قدر مشمول مغفرت بي دريغ تو باشم.
*بوي بهار مي آيد، عطرگل ، و گويي هلهله برپاست ...
آسمان همه رحمت است ، همه روشني و زمين پهنه اي از نور در اين ضيافت عاشقانه !
ب‍و‌ي خ‍د‌ا م‍‍ي ‌آي‍د و م‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ د‌ارم‌ ک‍ه‌ ‌او در ‌اي‍ن‌ ن‍زدي‍ک‍‍ي ‌اس‍ت‌ ن‍زدي‍ک‌ ت‍ر ‌از ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ و ‌اي‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ ب‍ه‌ ق‍ل‍ب‍م‌ ‌آر‌ام‍ش‌ م‍‍ي‌ب‍خ‍ش‍د.
ح‍س‍‍ي ‌ع‍ج‍ي‍ب‌ ‌ام‍‍ا دي‍ر ‌آش‍ن‍‍ا دل‍م‌ ر‌ا در ق‍‍ه‍ق‍ر‌ا‌ي خ‍ود ف‍رو ب‍رده‌ ‌اس‍ت‌ ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ب‍و‌ي ‌ع‍ش‍ق‌ ” س‍ف‍ر ب‍ه‌ ‌ا‌ع‍م‍‍اق‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ، ر‌اس‍ت‍‍ي ، درس‍ت‍‍ي ، ي‍ک‌ رن‍گ‍‍ي و ن‍ي‍ک‍‍ي ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ‌ه‍م‍ه‌ در ‌اوج‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ‌ه‍س‍ت‍ن‍د' م‍‍ي‌‌آي‍د، ب‍و‌ي ض‍ي‍‍اف‍ت‌ و س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ي ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ ب‍‍از س‍ح‍ر‌ي و ‌اف‍ط‍ار‌ي .
ن‍م‍‍ي‌د‌ان‍م‌ ‌اي‍ن‌ چ‍ه‌ ح‍س‍‍ي ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ت‍ح‍م‍ل‌ گ‍رس‍ن‍گ‍‍ي و ت‍ش‍ن‍گ‍‍ي ر‌ا ‌آس‍‍ان‌ و ل‍ذت‌ ب‍خ‍ش‌ م‍‍ي ک‍ن‍د ف‍ق‍ط ‌اي‍ن‌ ر‌ا م‍‍ي د‌ان‍م‌ ک‍ه‌ دل‍م‌ در ‌ال‍ت‍‍ه‍‍اب‌ ‌آم‍دن‍ش‌ م‍‍ي ل‍رزد و ل‍ح‍ظه‌ دي‍د‌ار ب‍ر‌اي‍م‌ ل‍ذت‌ ب‍خ‍ش‌ ، روح‌ ‌اف‍ز‌ا و ‌ال‍ب‍ت‍ه‌ دش‍و‌ار ‌اس‍ت‌.
در ح‍‍ال‌ و ‌ه‍و‌ا‌ي م‍‍اه‌ خ‍د‌ا در‌ه‍‍ا‌ي ‌آس‍م‍‍ان‌ ‌از ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ گ‍ش‍‍اده‌ ت‍رن‍د و ص‍د‌اي‍م‍‍ان‌ رس‍‍ات‍ر ‌از گ‍ذش‍ت‍ه‌ طن‍ي‍ن‌ ‌ان‍د‌از خ‍و‌ا‌ه‍د ب‍ود.
س‍ف‍ر ب‍ه‌ ‌ا‌ع‍م‍‍اق‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ، ر‌اس‍ت‍‍ي ، درس‍ت‍‍ي ، ي‍ک‌ رن‍گ‍‍ي و ن‍ي‍ک‍‍ي ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ‌ه‍م‍ه‌ در ‌اوج‌ ص‍د‌اق‍ت‌ هستند '
ص‍د‌ا‌ي ‌اذ‌ان‌ ، دي‍گ‌ ‌ه‍‍ا‌ي ن‍ذر‌ي ، س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ي ‌اف‍ط‍ار‌ي ، روزه‌ ‌ه‍‍ا‌ي ک‍ل‍ه‌ گ‍ن‍ج‍ش‍ک‍‍ي کودکان، رس‍ي‍دگ‍‍ي ب‍ه‌ ‌اي‍ت‍‍ام‌ و ن‍ي‍‍ازم‍ن‍د‌ان‌ و ب‍ي‍د‌ار ک‍ردن‌ دوس‍ت‍‍ان‌ و ‌ه‍م‍س‍‍اي‍گ‍‍ان‌ ب‍ر‌ا‌ي خ‍وردن‌ س‍ح‍ر‌ي ن‍م‍ون‍ه‌ ‌ا‌ي ‌از ‌ال‍ط‍اف‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک رم‍ض‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ .
قال رسول الله (ص):اگر بندگان مي‏دانستند که در رمضان چه 'برکاتي' هست، آرزو مي‏کردند که رمضان، يک سال باشد.

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه چهاردهم مرداد 1390 و ساعت 11:57 |

اللهم صل علی محمد وآل محمد 

ما، بی تو، تادنیاست، دنیایی نداریم
         چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم                            ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم!
                                     جز سایه دستان تو، جایی نداریم

                                                            

 

یاصاحب الزمان ادرکنی

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه سی و یکم تیر 1390 و ساعت 10:53 |

محمود وحدت : چهار حرف با هم واژه ای می سازند که جهانی از معنا را بردوش می کشد. انتظار کلمه ای که گاه لحظه های امید و بی قراری و گاه لحظه های خوف و تنهایی را با خود به همراه دارد.

انتظار آن گاه که در آغوش امید می خسبد لحظاتی شیرین می شود که شهد خوش زندگی را با خود به همراه دارد.مثل لحظه های انتظار مادر برای به سینه گذاردن فرزند ، روزهایی که نه ماه زندگی او را چون سفری رویایی بر دریای آرزو ساخته است.

یا روزها ی دلنشین انتظار باغبان ، که دائم بیل خود را بر خاک های پای درخت فرو می برد تا مبادا هرز علفی مایه ی زندگی را از او بستاند و رشد او ار به تاخیر اندازد به امید به ثمر نشستن میوه بر شاخسار آن.

یا شاید انتظار را بتوان شمارش ساعت های به سجده نشستن روزه داری دانست که در حریم عشق گوش به صوت کبریایی سپرده است تا با بانگ اذان دل به دریای عشق و مستی سپارد و حدیث دل بر یار جاری کند و بعد شیرینی این وصال را با طعم خوش رطبی به افطار گذارد .

و یانه انتظار غزلی است که بارها و بارها با بهانه و بی بهانه از میان لب های غنچه شده ی شاعری ، اهل دلی ، دل داده ای به ترانه می نشیند و سراز موسیقی خیال بر می آورد.

اما، نه انتظار همان گریه ی کودک یتیمی است که از سوز سرما و درد گرسنگی اشک را قلپ قلپ بر چارقد مادر می ریزد که مگر دستانی قوی مادر را از زمین بکند و دست بر سر کودک کشد و اشک های چشمه ی چشمش را بشوید و آن ها را با خود به سرای گرم زندگی کشاند . آن جا که از خوف و سرما و شکم گرسنه گریستن بی معناست.

چه بسیار کودکانی که در لابلای این سوز و سرما و گرسنگی به پیری رسیدند و این ارث را بر فرزندان خود به میراث گذاردند تا شاید حق ستانی که در پشت ابرها سوار بر خورشید، دایره ی هستی را می نوردد روزی حق را به آن ها برساند و پرده های این ضعیف سوزی را به آتش کشد و خیمه های ظلم ستیزی را براندازد و دانه دانه ذرات خاک را برای احقاق حق به پیکرانی ستبر مبدل سازد که:

ونرید انمن علی الذین استضعفو فی الرض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین

و چنین اراده می کند سنت آفرینش که ستمدیدگان را مورد محبت قرار داده و آن ها را پیشرو و پیشگام و وارثان زمین گرداند.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 9:41 |

محمود وحدت : مهمترین آنها عبارت اند از:

1.پنهان بودن: ابزارهایی که در این نبرد به کار گرفته می شود، به مهاجم کمک میکند تا حمله ی خود را در پوشش اقدامات فرهنگی، علمی، هنری، وهراقدام بشر دوستانه ی غیر نظامی انجام دهد؛

2.وسعت دامنه ی نتایج:در جنگ نرم فرهنگ، باورها، اعتقادات و تفکر یک ملت مورد هدف قرار میگیرد، درحالی که در جنگ سخت هرقدرهم مهاجم قدرتمند باشد، نمیتواند فرهنگ و تفکر یک ملت را تصرف کند؛

3.درصد موفقیت بالا: چون ابزاری که در جنگ نرم استفاده میشود برای مخاطبان جذابیت و مقبولیت دارد، کسی به مقابله با آن برنمی خیزد.دراین صورت، مهاجم میتواند با استفاده اعتماد و حتی همدلی مخاطبان، به راحتی به اهداف خود دست یابد؛

4.عمیق تر بودن اثرگذاری:از آنجا که جنگ نرم حرکتی کند وتدریجی دارد، آثاری که در فکر و باور مخاطبان به جا میگذارد، از ماندگاری و عمق بیشتری برخوردار است؛ چرا که این جنگ فرهنگ یک ملت را مورد هجمه قرار میدهد و اعتقادات را کم رنگ یا محو میکند؛

5.حداقل تبعات روانی برای مهاجم: چون دراین جنگ ابزارهای فرهنگی و تبلیغاتی حضوری چشمگیرو موثر دارند، روند تهاجم و خود مهاجم پنهان میمانند.حتی در صورتی که کشور هدف ادعایی کند، مهاجم به راحتی میتواند خود را بیطرف جلوه دهد و منکر فعالیت های خود شود؛

6.تفرقه انگیزی: جنگ نرم تدریجی و پنهان است، و بیشتر مردم از آن بی خبرند؛ برای همین برای مقابله با آن جبهه ای شکل نمیگیرد.جنگ نظامی چون آشکار است، ملت هدف را با هم متحد میکند اما ابزارهای جنگ نرم نه تنها موجب اتحاد نمیشوند، بلکه به دلیل کارایی خود بین اقشار مختلف جامعه، تفرقه و اختلاف به وجود می آورند.

+ نوشته شده توسط محمود وحدت در سه شنبه چهاردهم تیر 1390 و ساعت 0:1 |

شبكه‌هاي اينترنتي و ابزارهايي كه برقراري ارتباط در دنياي مجازي را امكان‌پذير مي‌سازد، دنياي جديد را پيش روي شما به تصوير مي‌كشد

محمود وحدت : پيشرفت فناوري در دنياي امروز موجب شده است تا هر آنچه در محيط اطرافمان قرار دارد در بردارنده اطلاعاتي مجازي باشد و به اين ترتيب مي‌توان پيش‌بيني كرد در آينده‌اي نه‌چندان دور همه خيابان‌ها، ساختمان‌ها و حتي شهروندان نيز بتوانند بعضي از اين اطلاعات باشند. آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد كه روزي بتوانيد در حالي كه از كنار يك رستوران عبور مي‌كنيد از فهرست غذاهاي اين رستوران مطلع شويد يا اين كه هنگامي كه از كنار يك هتل عبور مي‌كنيد، اطلاعاتي درباره ظرفيت خالي اين هتل روي ديوار ساختمان نقش بندد يا حتي اين كه وقتي از دريچه دوربين گوشي تلفن همراهتان به محيط اطراف خود نگاه مي‌كنيد، اطلاعات مكان‌ها و اشيايي كه مي‌بينيد در مقابل آنها به نمايش درآيد.

گرچه ممكن است چنين تصور كنيد كه اين ايده‌ها ريشه در داستان‌هاي علمي ـ تخيلي دارد، اما حقيقت اين است كه دنياي واقعيت افزوده توانسته است اين امكان را در اختيار شما قرار دهد تا بتوانيد اين افكار را در دنياي واقعي نيز تجربه كنيد. در حقيقت واقعيت افزوده به كمك شبكه‌هاي اينترنتي و همچنين فناوري‌ها و ابزارهاي جديدي كه برقراري ارتباط شما را با دنياي مجازي پيرامونتان امكان‌پذير مي‌سازد ، دنياي جديد را پيش روي شما به تصوير مي‌كشد كه در اين دنياي هوشمند مجازي مي‌توانيد شكل جديدي از فضا و اجسام پيرامونتان را ببينيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود وحدت در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 و ساعت 13:5 |